سیاستگذاری کشاورزی
تجربه‌ها، خاموشی می‌گیرند

چرا کانون جهادگران و ده‌ها کانون دیگر کشاورزی به سرنوشت کشاورزی و کشاورزان بی‌توجهند؟! 

تجربه‌ها، خاموشی می‌گیرند


سید نصیر سیادت
نصیحتی گفت بشنو و بهانه مگیر 
هرآنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر
(حافظ)
امروز که روز خبرنگار است قلم به‌دست می‌گیرم. نوشتن پیشه من است، مانند میلیون‌ها انسان دیگر که هر یک بنا به علاقه، حرفه خاص خود را دارند؛ زیرا امر بر طبیعت این بوده است و حکم ازلی نیز چنین. ضرب‌المثلی فارسی می‌گوید؛ هر کسی را بهر کاری ساختند. کار من نیز قلم‌زدن است و از منظر فیلسوفی بزرگ، می‌نویسم، پس هستم!
نقب‌زدن بر شعر حافظ بزرگ، در مطلع سخن، به قصد اشارت بود و نه بر سَبیل نصیحت.
«که ما را سری است با تو
که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود،
ما بر آن سریم»
 
اشارت منظور، بدان جهت اتفاق افتاد تا یادآوری باشد از مساعی بزرگان این قوم که عمر گرانمایه خود را بی‌منت و فقط از سر دلبستگی، صرف چند و چون بقای مردم، میهن و سرافرازی ایشان نمودند و هرکدام براساس علاقه‌مندی و حرفه خود کاویدند، ساختند، نوشتند، آموختند و سخن راندند. چنین شد که تخت‌جمشید ساخته شد، شاهنامه خلق گردید، مثنوی‌معنوی آفریده شد، گُندی‌شاپور به مرکزیت علمی جهان(دوره ساسانیان) مبدل گردید، دانشگاه تهران بنا شد، دشت‌مغان، دشت جیرفت و دشت مرغاب،‌ آباد شد و هزاران هزار آفرینش، اکتشاف، ساختمان و بنای دیگر رقم خورد تا شگفت تمدنی بنیاد نهاده شد. 
و مهم‌تر آنکه این بزرگ مردمان در چنین راه سترگی با هوشمندی تمام، یافته‌های خود را به شیواترین بیان و شیرین‌ترین سخن(نصیحتی گفت بشنو و بهانه مگیر ...) به دانش مکتوب تبدیل، مستند و ثبت نمودند تا اینگونه این کاخ بلند، از گزند ایام حفظ شود و چراغی باشد فرا روی آیندگان که دیگر بار راه رفته را نپیمایند. ای دریغا! که چنین نشد و در دهه‌های گذشته، ما آقازادگی را باب کردیم، آقازادگی، لعابی است خوش رنگ بر قامت لمپنیزم جدید در وضعیت جامعه امروز ما و دیگر هیچ... تهی بودن از همه آنچه که از یک انسان شایسته به‌عنوان میراث‌دار گذشتگان و امانت‌دار آیندگان خویش، می‌توان انتظار داشت. آقازادگی، بختک روزگار بی‌دانشی و بی‌هویتی ماست که مدنیت ایران و ایرانی را تهدید می‌کند. چگونه می‌توانیم به مبارزه و به دفع این بختک شوم برخیزیم.
سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد
از قدیم گفته‌اند، جلوی ضرر را هر وقت بگیری منفعت است. سخن بر سر نحوه استفاده از فرهنگ و دانش اندوخته ایرانیان(به‌مثابه ثروت بالقوه) است که به‌وسیله آن بتوانیم بر آسیب وارد شده فائق آییم و کشور خویش را بر مدار راه رفته نیاکان خویش بازگردانیم. به دوران وسعت نظر فردوسی‌حکیم، به تدبیر بزرگمهر وزیر، به ژرفای علم بوعلی‌سینای شهیر و به مهربانی حافظ، شهریار و... که «خاک مهربانان بود این دیار»، تا از این خودبیگانگی وارهیم. به یقین این امر نیازمند حرکت عظیم و اراده عظیم‌تر است. 
به این ترتیب، دستگاه‌های اجرایی به نظر مناسب‌ترین جایگاه برای شروع این حرکت و احساس هویت دانش ایرانیان است و در آن زمره است وزارت جهاد کشاورزی با پیشینه تأسیس بیش از یک‌صد سال که طی این دوران چهار نسل از دانش‌آموختگان بخش، روزگار خویش را در بخش‌های مختلف آن و در خدمت به کشور سپری کرده‌اند که خوشبختانه آثار زحمات ایشان به صور مختلف محفوظ و مضبوط است.
بر نیکبختی ما آنگاه افزوده می‌شود که بسیاری از این فرهیختگان که در سالیان ماضی در وزارت مذکور در جایگاه‌های مختلف مدیریتی، امور را تدبیر می‌کردند و اکنون در قید حیات هستند و براساس تعصب خاص خود (به بخش کشاورزی) در تشکل‌های متنوع ازجمله؛ کانون بازنشستگان وزارت کشاورزی، کانون بازنشستگان جهادسازندگی، کانون جهادگران، کانون سنگرسازان بی‌سنگر و ... مشغول به فعالیت می‌باشند.
این تشکل‌ها فرصت مناسبی را در اختیار دست‌اندرکاران حال حاضر وزارت جهادکشاورزی قرار می‌دهد که از این هسته‌های بالقوه دانش، تجربه و سرمایه انسانی در راه توسعه کشاورزی کشور و حل مشکلات، بهره مطلوب ببرد؛ تا رونقی باشد پیشکش ایاغ، برای چراغ خاموش جامعه کشاورزان ایران. چنینم آرزوست.

نشریه دام و کشت و صنعت - شماره  ۲۲۰ - سال ۱۳۹۷
 

مدیر سایت
info@iranagrimagazine.com

به این مطلب امتیاز دهید:

کارشناسان ما در مورد مشکلات تولید محصولات، که نمی‌توانید برای آن جوابی پیدا کنید؛ می‌توانند به شما کمک کنند

info@iranAgriMagazine.com
arrow