سیاستگذاری کشاورزی
چوپانی که شولای وزارت را به دور افکند 

مهندس حجتی انگار دیروز به باغ خود در حاشیه کویر، سرزده بود دستی بر سر بز و گوسفندش کشید که پا به ماه هستند و همین یکی دو ماهه زایمان می‌کنند. مرغ و خروس‌ها را می‌دید که دانه بر می‌چیدند و باغی که کم‌کم به خاک آب و بیل زدن و هرس کردن روی خوش نشان می‌داد. البته پس از اینکه دولت احمدی نژاد دل به بادکنک‌های رنگین خوش کرد و لوازم کار حجتی را در یکی دو کارتن بیرون از اتاق گذاشت (به معنای اخراج وی از وزارتخانه)، یک قطعه زمین کویری را خریداری و آن را به باغی سرسبز تبدیل کرد. 
مطمئن هستم حجتی پایان این هفته را با آرامش به وزارت کوچک خود (باغی چند هکتاری که در هشت سال کار غیردولتی احداث کرده) سفر می‌کند و در سرسبز کردن بیشتر آن می‌کوشد تا همواره روستازاده و کشاورز بماند. 

* * *

صبح یکی از روزهای هفته آخر پاییز 98، استندهای مقابل درب ورودی مردی بلند قامت را نشانه رفته که پوشه به دست و لبخند به لب در حال بدرود گفتن است اما کسی به فکر نیلوفرهایی که سر به دیوار اتاقش گذاشته‌ بودند، نیست.
داخل سالن خوشه، نه جای نشستن که جای ایستادن هم نیست و الباقی مهمانان به طبقه فوقانی سالن هدایت می‌شوند. هرکس با هدفی آمده، دوستان حجتی، مخالفین حجتی و...
در صندلی‌های ردیف جلو، مهندس حجتی وزیر سابق، عباس کشاورز جانشین وزیر، دکتر جهانگیری معاون اول، مهندس زنگنه وزیر نفت، دکتر کیخا رئیس کمیسیون کشاورزی، مهندس امیری معاون پارلمانی رئیس جمهور، ربیعی سخنگوی دولت و انصاری عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و چندین و چند رئیس و مدیر و نماینده و... جاخوش کرده‌اند و در ده‌ها ردیف دیگر همه نشسته‌اند و نمی‌دانم برای چه، آمده‌اند تکریم و تودیع حجتی یا ابراز نارضایتی از خروج حجتی یا خوشامدگویی به مهندس کشاورز.
هنگام شروع جلسه تکریم، مجری با شعر و قصیده و ضرب المثل و از این قبیل، آغاز سخن می‌کند تا مرحمی باشد بر دل آزرده یاران حجتی. 

حجتی و تمرکز روی تولید داخلی

عباس کشاورز، نخستین سخنران، امتیازات حجتی را ردیف می‌کند که ریاضی دان است و ذهن برنامه‌ریز و سعه صدر دارد و به همین دلیل کمتر کسی روی ذهنش تأثیر می‌گذارد (مگر اینکه بیشتر از او بداند)، کشاورز این را هم می‌گوید که تمرکز حجتی روی رونق داخلی بود (این تمرکز گاهی زیر بار فشار وارداتچی‌ها کمر خم می‌کرد).
مرد رهیده از دام صدها انتظار نامعقول اینک آرام در جایگاه خود نشسته است و تصویر سال‌های زندگی در این ساختمان نیمه کاره 50 هزار متری که امروز به سامان رسیده از مقابل چشمانش می‌گذرد. 

تقدیر جهانگیری از خانواده حجتی 

جهانگیری میکروفن را به دست می‌گیرد و گلایه‌مند از اینکه دیر خبردار شده و منت‌گذار جمع که چندین برنامه را لغو کرده تا در مقابل حجتی از وی تعریف کند. جهانگیری از حمایت‌های روحانی از حجتی هم سخن گفت (که نمی‌دانم روحانی به آن‌ها باورد دارد یا نه!) با این همه، اعتراف می‌کند که مردان سیاست، کشاورزی را از وجود حجتی محروم کردند. می‌گوید که حجتی اخلاق مدارانه با تخصص، مدیریت و پرکاری خود، 40 سال به کشاورزی و کشاورزان و محرومان خدمت کرد و در هنگامه ادغام با از خود گذشتگی دوپاره جهاد سازندگی و کشاورزی را (که در حقیقت لایتچسبک بود چراکه جهادی‌ها بر تعهد تأکید داشتند و کشاورزی‌چی‌ها تخصص را نیز اضافه بر تعهد می‌طلبیدند) به همه نزدیک کرد. 
جهانگیری از خانواده حجتی هم تشکر کرد که فرصت خدمت را برای وی فراهم کرده‌اند و به حجتی توصیه کرد حالا که دولتی نیست در کسب درآمد از کار مهندسی و دیگر راه‌های مدیریتی بکوشد. 

نقدهای ناجوانمردانه علیه حجتی

پزشکیان، نایب رئیس مجلس هم در سخنانی که کمتر در مجلس و در حمایت حجتی از وی شنیده بودیم از نقد‌های ناجوانمردانه علیه حجتی گلایه کرد و فریاد وا اسفا سرداد، انسانی که همه عمر مدیریتی‌اش را در تلاش برای رونق کشاورزی و رفاه کشاورزان صرف کرده بود اینک در اثر هجمه زیاده خواهان کار را رها کرده است. 

بود حجتی بیشتر از نمودش 

مهندس زنگنه، سردار پاکدستی در دولت‌های متعدد هم میاندار این روز حزن انگیز بود و خاطرات نوستالژیک خود را از آبان 1361 که عضو شورای مرکزی جهاد سازندگی شد و جوانی پر شور، نجیب و شجاع از نجف اباد به جهاد پیوست را به یاد آورد. 
زنگنه در نقل خاطرات خود گفت بعدها که وزیر نیرو شد حجتی را به سمت مدیریت ساخت‌وساز سد کرخه سوق داد و حجتی کم نیاورد و مدال افتخار بر سینه همکارانش نشاند زیرا بود، حجتی همواره از نمودش بیشتر بود. 
زنگنه که همواره و در همه ایام مدافع نظرات حجتی بوده و البته علاوه بر تجربه کار در جهاد سازندگی خود نیز یک گاوداری کوچک را ایجاد کرده و تجربه مدیریت بخش خصوصی و بهره‌وری را هم دارد. در پایان سخنانش خطاب به منتقدین حجتی گفت فراموش نکنید حتی گندم را می‌شود وارد کرد اما شرافت و سرافرازی قابل وارد کردن نیست باید مرد بود و در خط کار و تولید حقوق کشور استیفا کرد. 

پذیرش استعفا حجتی در هواپیما!

امیری، معاون امور پارلمان رئیس جمهور آخرین مرثیه خوان دولتی بود که با آیه قرآن شروع کرد و اینکه حجتی بارها استعفا کرده بود و رئیس جمهور آن را قبول نمی‌کرد و در هواپیما مجبور شد استعفا را قبول کنند (انگار روی زمین نمی‌شد تصمیم گرفت) البته امیری نگفت حدیث جانشینی حجتی چه بحث آفرینی‌ها داشت و چه شد که در آخرین ساعات دیگر روحانی به تماس مستقیم حجتی پاسخ نمی‌داد و پیغام و پسغام حاکم و امربر بود و چه شد که با آرام گرفتن حجتی، ده‌ها پیش‌بینی وزرای احتمالی و شروع برنامه‌نویسی وزارت آغاز شد و هر که شروع به برنامه نوشتن کرد و هرکس به نوعی خود را به یکی از بزرگان رئیس و سبیلدار چسبانید که من وزیر تعیین می‌کنم و... از دفتر نوبخت که دو کاندید مطرح شده بود و تا دیگر نهادها و گعده‌ها شروع شد و هنوز هم ادامه دارد! 

چنانت دوست می‌دارم که...

در این میان دکتر بخشنده یار دیرین و چند ده ساله حجتی که برنامه‌ریز این مراسم بود و باید که سخنرانی می‌کرد و حتی متنی از دل برآمده تهیه کرده بود، اما فرصت نیافت یا نخواست تا دلمشغولی‌هایش را در بلندگو فریاد کند و شاید می‌دانست گریه امانش نخواهد داد تا راز دل بگوید. 

ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم 
ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما 
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق 
ثبت است بر جریده عالم دوام ما 

بخشنده کلامی طویل قلمی کرده بود که با این مطلع آغاز می‌شد و در ادامه از سال 57 و ستاد جهاد سازندگی تا همین یک ماه پیش را بر سینه کاغذ روانه کرده بود و در پایان مکنونات قلبی خود را از زبان سعدی آورده بود که: 

چنانت دوست می‌دارم که گر روزی فراق افتد 
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم 
دلم صد بار می‌گوید که چشم از فتنه بر هم نه 
دگر ره دیده می‌افتد بر آن بالای فتانم 
تو را در بوستان باید که پیش سرو بنشینی 
وگرنه باغبان گوید که دیگر سرو ننشانم 
فراقم سخت می‌آید ولیکن صبر می‌باید 
که گر بگریزم از سختی رفیق سست پیمانم 

حجتی و رونق زنجیره‌های تولید

مهندس احمد مقدسی به‌عنوان نماینده بخش خصوصی (به‌‌ویژه اینکه دو سخنران از تشکل‌ها و بخش خصوصی مجال سخن نیافتند) پشت تریبون قرار گرفت و با صدای بغض آلود و لرزان از روی مکتوبی رسمی (ای کاش، دلی سخن می‌گفت نه رسمی و تشریفاتی) متنی از گلستان سعدی نقل کرد و قدردانی از حجتی را آغاز نمود که ماحصل آن، احترام حجتی به دیدگاه تولیدکنندگان بود به‌‌ویژه اینکه تولیدکنندگان را در مسیر زنجیره تولید هدایت و حمایت کرد که حجتی سعی داشت کشاورزان را از خام فروشی نجات دهد و پایان کلامش این بود که جفای به حجتی جفای به بخش بود. 

* * * 

کی بود؟ کی بود؟ من نبودم ...

وا مانده بودم حجتی که همه مدیران ارشد از جهانگیری گرفته (که به نقل از روحانی از امتیازات و ویژگی‌های وی می‌گفت) تا مجلس و وزرای دولت و بخش خصوصی، چرا در هنگامه صدارت، مورد مهر و محبت و حمایت همین‌ها قرار نگرفت اما حالا که رفته عزیز و شهید زنده کشاورزی لقب گرفته است. 
جهانگیری اما غافل از اینکه سرکار خانم حمیدی همسر و همراه مهندس محمود حجتی، دور از چشم وی و حتی خود حجتی در چند ردیف پایین‌تر شاهد سخنان، نوازش‌های لفظی معاون اول رئیس جمهور، نائب رئیس توانمند مجلس و بعد از آن معاون پارلمانی رئیس جمهور است که حالا و یک ماه بعد از خروج حجتی آه و افسوس می‌خورند و به بی‌همتاییش شهادت می‌دهند. (شاید اگر یک سال پیش همین سه بزرگوار بر افزایش قیمت تضمینی خرید گندم و دیگر خواسته‌های حجتی که قطعاً اجاتبش در دستشان بود مساعدت می‌کردند حجتی نمی‌گریخت). 


شاید همسر حجتی هم، مانند من در این تعجب مانده بود که چگونه است که فردی با این قدرت، عظمت، توان، دانایی، کاردانی و مدیریت موفق، در بین دوستان خود در مجلس و دولت غریب و تنها مانده و مجبور به استعفا و خانه‌نشینی شده است. در حالی که علاوه بر پزشکیان، اکثریت مجلس (به‌‌ویژه اینکه 157 نماینده مجلس طی نامه‌ای به رئیس جمهور ضمن اعلام رضایت از عملکرد مهندس حجتی در حوزه‌های متعدد و مختلف بخش کشاورزی درخواست کرده‌اند به نحو شایسته‌ای از زحمات وی تقدیر به عمل آید. 
همسر حجتی که از اوان جوانی محیط و فضای خانه و تربیت و فرزندان را آرامش می‌بخشید و به امید خدمت بیشتر همسرش به مردم محروم و قانع سیستان و بلوچستان و بعد از آن به بهره‌برداران کشاورزی چنین می‌کرد امروز در عجب بود که کجای کار می‌لنگد. 
کاش مجری از سرکارخانم حمیدی درخواست می‌کرد چند دقیقه‌ای غم‌های عدم حضور همسرش و بابای خانه و دغدغه‌های بزرگ کردن و تربیت بچه‌ها را (پدری که هر هفته حداقل یک سفر استانی داشت) واگویه کند تا سبک شود. 

بزچران و چوپان دشت و دمن نجف آباد 

حالا دیگر نوبت ملای عشق و کار و کشاورزی بود تا سخن چند با جمعیت تشنه بگوید. 
بزچران و چوپان کوچه پس کوچه‌های نجف آباد اما در مقابل آنهمه یار و یاور و بچه‌های وزارتخانه اجازه داد تا مرواریدهای غلطان بر روی گونه‌هایش را ببینند. حجتی که حوصله سخن گفتن و ارائه آمار عملکرد و دفاع از خدماتش را نداشت، در چند کلام از کاستی‌هایی که در دوران مدیریتش رخ داده عذرخواهی کرد و سپاسگزار خداوند منان که این روستایی را تا منصب وزارت پیش رانده بود و البته از کسانی که موجبات استعفایش را فراهم کرده بودند قدردانی و تشکر نمود.

کمر خم کردن در فشار واردات

باقی جلسه لوح‌های تقدیر و تشکر بود که از طرف خیلی‌ها به وی هدیه می‌شد اما حجتی فقط چهره یارانش را می‌دید و عمر 11-12 ساله‌ای که به پای درخت کشاورزی صرف کرده بود تا ثمر بدهد و چه سود که همین دولت و مجلس و شورای اقتصاد آنقدر به وی سخت گرفتند تا گندم خودکفایی در مقابل کشتی‌های چند ده هزار تنی واردات گندم کمر خم کرد.


 

مدیر سایت
info@iranagrimagazine.com

به این مطلب امتیاز دهید:

کارشناسان ما در مورد مشکلات تولید محصولات، که نمی‌توانید برای آن جوابی پیدا کنید؛ می‌توانند به شما کمک کنند

info@iranAgriMagazine.com
arrow